صفحه اصلي
معرفي دايره المعارف
كوههاي ايران
گزارش برنامه ها
آرشيو عكس
عكس ماه
اخبار
فروشگاه آنلاين
گروه هاي كوهنوردي
پيش بيني وضع هوا
لينك هاي جالب

مصاحبه اختصاصی قلمرو کوهستانی ايران با رامين شجاعی و کاظم فريديان در مورد برنامه برودپيک 84
(تهران - شهريور ماه 84)

برودپيک - قله اصلی يا قله پيشين ؟

کاظم فريديان و پرچم ايران

خبر کوتاه بود و به سرعت در جامعه کوهنوردی پيچيد. "کاظم فريديان موفق به صعود قله برودپيک شده و رامين شجاعی موفق به صعود تا ارتفاع 7800 متری و نزديکی گردنه شده است."
موفقيت يک تيم کوچک ايرانی بر روی يک قله 8000 متری هيجان انگيز بود و اين در شرايطی حاصل شده بود که حجم بالای برف در منطقه قراقروم در اين فصل ، بسياری از تيم ها را از دستيابی به قله های بلند ناکام گذاشته بود. تنها نقطه مبهم ، اطلاعاتی بود که از سوی تيم های ديگر حاضر در منطقه منتشر شده بود. هيچ صعودی به غير از گشايش مسير 2 کوهنورد قزاق بر روی جبهه جنوب غرب برودپيک از سوی تيم های حاضر در منطقه تاييد نشده بود.
چند هفته بعد ، رامين شجاعی و کاظم فريديان با گرمی دعوت قلمرو کوهستانی را پذيرفتند تا جزييات برنامه برودپيک را بازگو کنند.

قلمرو کوهستانی : چه شد که بر روی جبهه جنوب غرب کار نکرديد؟
رامين شجاعی : چند دليل وجود داشت. مهمترين آنها اينکه ، تيمی که ما تشکيل داده بوديم تجربه زيادی در ارتفاع بالا نداشت و ما بايد قبل از درگير شدن با کار فنی ، بدنمان را در ارتفاع محک می زديم. با توجه به اينکه مسير جنوب غرب مسير پرخطری بود و همينطور احتمال ريزش بهمن اين مسير را تهديد می کرد، ما نمی توانستيم اين مسير را برای هم هوايی انتخاب کنيم و در آن خيلی تردد کنيم. ما مجبور بوديم اين مسير را به شيوه آلپی و حتی الامکان سريع پشت سر بگذاريم. پس طبيعتاً تصميم گرفتيم بر روی مسير نرمال هم هوايی کنيم و حتی در صورت امکان قله را هم از اين مسير صعود کنيم. شرايطی (شرايط فيزيکی) که بعداً پيش آمد هم دقيقاً اين تصميم را تاييد کرد.
از طرفی ، زمانی که ما برای حضور در منطقه و صعود در نظر گرفته بوديم 30 روز بود که خوب اين مدت برای دو بار تلاش، زمان فشرده ای است. ما در صورت مساعد بودن هوا ، 20 روز برای هم هوايی و تلاش بر روی مسير نرمال در نظر گرفته بوديم و 10 روز هم برای مسير جديد. ولی در عمل ما با هوای بد برخورد کرديم و تقريباً تنها در هفته آخر شانس صعود قله را داشتيم.
و يک دليل ديگر هم نياز تبليغاتی ما به صعود بود. ما اسپانسر داشتيم و برای اسپانسر مهم بود که قله صعود شود. البته اين مطلب را اسپانسر مستقيماً به ما نگفت و يکی از دوستان که هماهنگی با اسپانسر را انجام داده بود به اين مطلب تلويحاً اشاره کرد. البته ما خودمان نيز به اين موضوع فکر کرده بوديم. به اين مطلب که به نوعی تعهدمان را به اسپانسر به جا بياوريم.

قلمرو کوهستانی : راجع به حمله نهايی بگوييد و اينکه تا کجا صعود کرديد؟
رامين شجاعی : در نيمه دوم تير ماه ، حدود پنج يا شش روز هوا خراب بود. ما می دانستيم که از دوشنبه (27 تير) هوا خوب می شود. دوشنبه 27 تير را صبر کرديم تا برف تثبيت شود و سه شنبه تا کمپ دو رفتيم (حدود 6200 متر) و چهارشنبه به کمپ سه در 7000 متر رسيديم. ما قبل از اون تا حدود 6800 رفته بوديم و بارگذاری کرده بوديم و همان روز چهارشنبه بارهايمان را تا کمپ 3 بالا برديم. در اين فاصله و با توجه به بار سنگينی که برديم به من خيلی فشار آمد و سردرد خيلی شديدی داشتم. اون شب تعداد خيلی زيادی (حدود 30 يا 40 نفر) آماده شدند که فردا به سمت قله حرکت کنند ولی شرايط من مهيا نبود که بتوانم با آنها بروم. کاظم اون شب آماده شد و حدود ساعت دو و نيم به سمت قله حرکت کرد. من اون شب و فردای آن (پنجشنبه 30 تير) را استراحت کردم و حالم به تدريج بهتر و بهتر می شد. بعدازظهر پنجشنبه کاملاً خوب شده بودم طوری که اول فکر کردم که همان غروب حرکت کنم. ولی بعداً تصميم گرفتم برای اينکه مدت زمان کمتری را در شب طی کنم ، حوالی ساعت 12 شب راه بيافتم.

کاظم فريديان : ما مدت زيادی با هوای خراب همراه بوديم و يک دفعه پيش بينی هواشناسی اعلام کرد که ما 4 روز هوای آفتابی خواهيم داشت. بعد از آن دوباره هوای خراب شروع می شد. تمام اونهايی که در کمپ اصلی برودپيک بودند تصميم گرفتند که برای صعود قله اقدام کنند. اينجا دو طرح اصلی وجود داشت. طرح اول اين بود که مسير از کمپ اصلی تا قله را از همان روز دوشنبه و در 4 روز طی کنيم . اما با توجه به اينکه مسير مدت زيادی زير بارش قرار داشت و احتمال ريزش بهمن وجود داشت ، دومين طرح اين بود که روز اول پس از بارش حرکت نکنيم و مسير کمپ اصلی تا قله را در 3 روز طی کنيم. ما اين طرح دوم را انتخاب کرديم.
من از کمپ اصلی که راه افتادم ريه ام مشکل داشت. به رامين گفتم تا وقتی که سرفه ام خشک است صعود می کنم ولی به محض اينکه در گلويم احساس خلط بکنم ، سريعاً بر می گردم.
موقعی که از کمپ 3 راه افتاديم تا حوالی ارتفاع 7600 يا 7700 متر خيلی آرام صعود می کردم ، بدون اينکه سرفه داشته باشم. در اين ارتفاع بود که در يک شکاف افتادم. اين شکاف طناب هم داشت ولی من از طناب استفاده نکرده بودم و در حالی که تنها هم بودم درون شکاف افتادم. اين شکاف برفی بود و من با دست و پا زدن خيلی بدی از آن بيرون آمدم. خيلی بهم فشار آمده بود و به سرفه افتادم. اين سرفه آرام نشد در حاليکه ضربانم هم بالا رفته بود. به هر ترتيب با همان وضعيت تا قله (قله پيشين – fore summit) صعود کردم.
خيلی از لحاظ بدنی به من فشار آمده بود و اگر صعود کردم برای اين بود که کوهنوردهای زيادی در مسير بودند و احساس می کردم اگر وارد شرايط اضطراری بشوم هم می توانم از کمک آنها استفاده کنم . البته در موقع برگشت هم يکی از ايتاليايی ها گام به گام من می آمد.
من موقع برگشت دوباره در همين شکاف افتادم! اين بار يک پودر برف حسابی خوردم و ديگر حسابی ريه ام از کار افتاده بود. طوری که وقتی حوالی ده و نيم شب رسيديم به کمپ واقعاً تخليه شده بودم.

رامين شجاعی : کاظم حدود ساعت ده يا ده ونيم شب بود که برگشت به کمپ. حالش خيلی خوب نبود. باهم صحبت کرديم و قرار شد اگر تا يکی دو ساعت ديگر که من آماده می شوم کاظم بهتر شد، من حرکت کنم.
کاظم بعد از اينکه داخل کيسه خواب رفت بهتر شد و سرفه هايش قطع شدند و من هم به سمت قله حرکت کردم. حالم خيلی خوب بود و شايد بهترين روز صعودم در اين مدت بود. ظاهراً استراحت روز قبل کارساز شده بود. تا ساعت هفت و نيم صبح و در حاليکه که هوا صاف ولی سرد بود صعود می کردم. ساعت هفت و نيم صبح حوالی ارتفاع 7700 متر و در حاليکه طناب ثابت زير گردنه را می ديدم ، در مدت کوتاهی هوا ناگهان ابری همراه با باد شد. حدود نيم ساعتی معطل شدم تا شايد هوا بهتر شود. مسير کمپ 3 به گردنه در يک دهليز بزرگ برفی است که شکاف هايی نيز در آن وجود دارد. و تنها امکان برگشت من در اين دهليز پربرف، جای پاها بود. هوا کماکان بسته بود و در نتيجه تصميم گرفتم که پيش از خراب تر شدن هوا برگردم. حدود ساعت 11 رسيدم به کمپ 3 . تا وسايلم را جمع کردم و استراحتی کردم حدود دو سه ساعتی گذشت. و نهايتاً وقتی برای پايين رفتن آماده می شدم هوای بالا باز کرد ولی متاسفانه ديگر امکان اينکه بخواهم دوباره صعود کنم نبود.
اون شب تا کمپ دو پايين رفتم و شب را در کمپ دو ماندم و روز بعدش تا کمپ اصلی رفتم.

قلمرو کوهستانی : چطور شد که روی قله اصلی نرفتيد؟
قله اصلي برودپيک کاظم فريديان : من آخرين نفری بودم که ساعت پنج ونيم رسيدم به قله فرعی ( قله پيشين fore summit ). همه افراد از آنجا برگشتند. دو نفر ايتاليايی که قبلاً هم راجع به آنها شنيده بوديم مدت طولانی در آن محل ماندند و جلوتر نرفتند. نمی دانم چرا؟
وقتی رسيدم به اين قله، نشستم و يک مدتی با خودم کلنجار رفتم که چکار بکنم. من مطمئن بودم که قله اصلی اينجا نيست گرچه قله ای که ما روی آن بوديم فقط چند متر کوتاهتراز قله اصلی بود. از نظر بدنی به شدت به من فشار آمده بود و اينکه تنها بودم رای به اين می داد که بايد برگردم. آخرين مطلبی هم که باعث شد برگردم اين بود که ما در حاشيه يک تيم فرانسوی بوديم که برنامه آنها به يادبود اريک اسکورپيه برگزار می شد. کوهنورد و هيماليانورد معروفی که گاشربروم 1، گاشربروم 2 و کی2 (K2) را در مدت سه هفته متوالی صعود کرده بود و به شهرت رسيده بود. ولی او هم در همين تکه گم شده بود. دوست نداشتم که حتی با آسيب جدی برگردم پايين.

جبهه جنوب غرب برودپيک و مسير قزاق ها قلمرو کوهستانی : تيم دو نفره دنيس اروبکو و سرگئی ساموييلف از قزاقستان هم امسال روی جبهه جنوب غرب کار کردند و موفق شدند اين جبهه را صعود کنند. آيا اين همان مسيری بود که شما قصد صعود آن را داشتيد؟
رامين شجاعی : کمپ اصلی آنها زير مسير جنوب غرب در نزديکی کنکورديا بود و حدود يک ونيم تا دو ساعت با کمپ اصلی ما فاصله داشت. ما دنيس اروبکو را نديديم ولی سرگئی و يک کوهنورد ايتاليايی را در بيس کمپ خودمان و روی مسير نرمال ديديم. در همان روزهای اول آنها کارت پستال صعودشان را هم به ما دادند. البته سرگئی انگليسی نمی دانست و ما نتوانستيم با هم صحبت کنيم.
من بعداً کروکی مسيرشان را ديدم و بايد بگويم تقريباً همان مسيری است که ما از ايران و فقط به کمک بررسی عکس ها به آن فکر می کرديم.

قلمرو کوهستانی : ظاهراً شما دو نفر قبلاً در برنامه های طولانی مدت با هم همراه نبوده ايد. به نظر شما شناخت نفرات از يکديگر تا چه حد می تواند بر روی کيفيت اجرا در يک صعود طولانی مدت تاثير بگذارد؟
رامين شجاعی : تجربه به اين شکل را من قبلاً داشته ام. سال 73 که با رامين حشمتی يک برنامه يک هفته ای بر روی خط الراس دنا رفتم ، ما با هم اطلاً برنامه نرفته بوديم. همان سال زمستان در يک برنامه 7 يا 8 روزه با فرشاد خليلی برای صعود گرده آلمانها رفتيم در حاليکه قبل از آن هم ما اصلاً با هم برنامه نرفته بوديم و شناخت کمی از هم داشتيم. در هيچکدام از اين برنامه ها ما مشکلی نداشتيم و هر دو تا جزو بهترين برنامه هايی بودند که من رفته ام.
البته اين به اين معنی نيست که اين مطلب هميشه صادق باشد. طبيعتاً اينکه شما اين امکان را داشته باشيد که با کسی که می خواهيد برنامه طولانی مدت برويد قبلاً برنامه مشترکی اجرا کنيد مطمئناً خيلی مفيد خواهد بود. حتی دوستان نزديک هم درمدت 50 روز با هم اصطکاک پيدا می کنند.

کاظم فريديان : نقش مثبت آشنايی قبلی بين اعضای يک گروه غير قابل انکار است . اما وجود آشنايی قبلی احتمال غافل گيری اعضا از عملکرد همديگر را از بين نمی برد.
در يک گروه کوچک رفتار دور از انتظار هر يک از اعضا می تواند منجر به فروپاشی گروه شود چيزی که بايد برای آن آمادگی داشت چرا که محتمل است. به نظر من برای پايين آوردن چنين احتمالی بايد به نکات بيشتری توجه شود. نوع و ميزان انگيزه ، هزينه های فردی ، مسايل شخصی خارج از محيط کوه که می تواند با توجه به شرايط خاص يک برنامه بروز کند همه از موارد تاثيرگذار در رفتارهای احتمالی افراد است.
و اما موضوع بسيار مهم اين که در حال حاضر در جامعه ما شانس تشکيل يک گروه آزاد برای چنين برنامه ای آنچنان کم است که هر کس بخواهد در چنين راهی قدم بگذارد بايد چشم بر روی دانسته های بسياری ببندد و مشکلات اين عمل را به جان بخرد.

رامين شجاعی (39 ساله) و کاظم فريديان (35 ساله) هر دو متولد تهران بوده و کوهنوردی را از سالها قبل آغاز کرده اند. رامين سابقه طولانی فعاليت با گروه کوهنوردان آرش تهران را داراست و از جمله فعاليت های شاخص رامين می توان به گشايش مسير بر روی ديواره خاتون بارگاه در دهه شصت، عضويت در تيم گشايش مسير بر روی ديواره غربی علم کوه (1365) ، صعود ديواره يخار (1366) ، اولين صعود آلپی گرده آلمانها در زمستان (1373) ، نخستين گشايش مسير زمستانی بر روی ديواره شمالی علم کوه (مسير انجمن) (1379) و عضويت در تيم های ملی کوهنوردی بر روی قله های راکاپوشی (7788 متر) در سال 1376 و خانتنگری (7010 متر) در سال 1381 اشاره کرد. کاظم فريديان از 8 سال پيش فعاليت باشگاهيش را با باشگاه دماوند آغاز کرده و گرچه در پاسخ به سوال ما با لبخندی اشاره می کند که به نظر خودش هنوز هيچ فعاليت شاخصی انجام نداده ولی در کارنامه او می توان به صعود زمستانی ديواره شمالی شاخک (1380) ، پيمايش غار پراو (در سالهای 80 و 81) ، صعود دره يخار (1382) و پيمايش زمستانی قزل ارسلان (1382) و صعودهای متعدد بر روی ديواره علم کوه اشاره کرد.

هزينه های اجرای اين برنامه دو نفره در حدود 95،000،000 ريال بوده که قسمتی از آن توسط شرکت ايرانی هفت گوهر (توليد کننده وسايل و تجهيزات کوهنوردی) تامين شده است. البته اين مبلغ بدون در نظر گرفتن هزينه های فردی شامل خريد وسايل و تجهيزات شخصی بوده است.

چكيده گزارش برنامه برودپيك تابستان 84

استاندارد CSS