صفحه اصلي
معرفي دايره المعارف
كوههاي ايران
گزارش برنامه ها
آرشيو عكس
عكس ماه
اخبار
فروشگاه آنلاين
گروه هاي كوهنوردي
پيش بيني وضع هوا
لينك هاي جالب

بياييد اثرگذار باشيم

مصاحبه با دکتر صالحي مقدم ، سردبير و مدير مسوول فصلنامه کوه

فصلنامه کوه تنها نشريه ايرانی است که در عرصه کوه و کوهنوردی به صورت مستمر چاپ شده و تعداد سال های انتشار آن به دو رقم رسيده است. پاييز 84 ، مجله کوه 10 ساله شد. به همين مناسبت شماره 40 اين فصلنامه به شکل ويژه نامه ای تمام رنگی منتشر شد. به اين بهانه و به منظور پاسداشت و احترام کسوت مطبوعاتی فصلنامه کوه ، قلمرو کوهستانی ايران مصاحبه ای با دکتر صالحی مقدم سردبير فصلنامه کوه انجام داده است که در پی خواهد آمد.

دکتر حسن صالحي مقدم دکتر حسن صالحی مقدم متولد سال 1324 شميران است. کوهنوردی را از سال 1336 شروع کرد و نخستين بار به طور تصادفی با دوستان جوان خود موفق به صعود قله شاه نشين توچال شد. وی پس از گذراندن دوره های آموزشی و فعاليت با هيئت کوهنوردی شميران در سال های دهه 40 ، در سال 1355 و در دوره ای که با حضور سپ هاسيچيکا مربی اتريشی برگزار شد ، موفق به اخذ مدرک مربيگری کوهنوردی شد. وی همچنين در سال 1350 موفق به اخذ مدرک دکترای دندانپزشکی از دانشگاه تهران شد و پس از آن همواره در بيمارستان ها و درمانگاه های دولتی و يا در مطب شخصی خود مشغول به فعاليت حرفه ای بوده است.
دکتر صالحی مقدم در اوايل دهه 50 به عنوان اولين نماينده ايران در کميسيون پزشکی UIAA حضور داشته است. همچنين صعود به قله های ماترهورن ، مون بلان و داخ اشتاين در آلپ در سال 1355 و دو بار صعود به قله کليمانجارو در سال های 64 و 68 از جمله فعاليت های برون مرزی وی بوده است.
دکتر صالحی مقدم آرزو می کند : "... جوانان ما قلباً و با تک تک سلول هايشان کوهنورد باشند و با فرهنگ کوهنوردی آشنا باشند. آن وقت يک جامعه بسيار بسيار زيبايی خواهيم داشت."


قلمرو کوهستانی : کوهنوردی آدم را به هن هن و نفس نفس می اندازد. روزنامه نگاری هم آدم را از نفس می اندازد. چه شد که اينقدر به خودتان سخت گرفتيد؟! و همچنين با توجه به تجربه دوگانه از اين کارهای دشوار ، کوهنوردی را مشکل تر می دانيد يا انتشار مجله را؟
دکتر صالحی : البته من موافق نظر شما نيستم. کوهنوردی نفس آدم را تقويت می کند. درست است که در ظاهر آدم به هن هن می افتد ولی بعد از يک روز کوه رفتن، آدم تا يک هفته احساس آرامش و سرحالی می کند. يعنی در حقيقت کوه و کوهنوردی برای ما يک حالت دوپينگ را پيدا کرده. بنابراين من معتقد نيستم که کوهنوردی ورزش خسته کننده ای است. ولی در مورد مجله ، واقعاً نفس گير است. يعنی بارها ما تصميم گرفتيم که اين شماره ای که چاپ می کنيم آخرين شماره باشد و مطمئن نبوديم که شماره بعدی چاپ شود ، ولی نمی دانم چطور شوخی شوخی 10 سال است که داريم می چرخيم! بنابراين من فکر می کنم کار مجله دشوارتر است.

قلمرو کوهستانی : متاسفانه در روزهايی که انتظار چاپ چهلمين شماره مجله کوه را می کشيديم، خبر اتفاق ناخوشايندی را شنيديم که منجر به آسيب ديدگی پای شما شد و همينطور چند روزی هم انتشار ويژه نامه شماره چهل کوه را به تاخير انداخت. در مورد اين اتفاق و وضعيت جسمی تان پس از آن آسيب ديدگی بفرماييد.
دکتر صالحی : ببينيد من خودم را با مسنر مقايسه نمی کنم ولی موردی را که می گويم مثال است. مسنر 14 قله 8000 متری را صعود کرد و اينها اکثراً از مسيرهای جديد و شرايط ويژه ای بود و خب برايش اتفاقی هم نيافتاد ولی از ديوار خانه خودش که آمد پايين افتاد و پايش شکست! ما هم از کوه نيافتاديم ، از مجله کوه افتاديم. در حقيقت پای مجله کوه شکست. علت آن هم اين بود که ما برای دفتر مجله يک بالابر تعبيه کرديم. به دليل آنکه يک مقدار سن ما بالا رفته و يک مقدار هم کار مجله سنگين شده. در آخرين روزی که مجله شماره 40 آماده چاپ شده بود من آمدم از آن استفاده کنم و بالا بروم که شفت دستگاه شکست و دو طبقه پايين آمدم ولی خوشبختانه به خير گذشت و در حال حاضر حدود 4 ماه است که اسير اين هستم و فکر می کنم که حداقل دو سه ماه ديگر هم باشم. در اين مدت هم سه بار پايم را عمل کردم.

قلمرو کوهستانی : شماره 40 مجله کوه تمام رنگی و با کيفيت چاپ مطلوب تری نسبت به شماره های عادی انتشار يافت. آيا امکان چاپ دايمی مجله کوه بصورت تمام رنگی وجود دارد؟
شماره 40 فصلنامه کوه دکتر صالحی : فکر نمی کنم. به دليل اينکه اينکار قيمت مجله را بالا می برد. بعد هم متاسفانه و البته از بعضی جهات خوشبختانه بايد بگويم تيراژ مجله ما در حدی نيست که بخواهيم اين کار را تداوم ببخشيم. در مورد مجله 40 يک ايرادی که از ما گرفتند اين بود که آگهی زياد است. در صورتيکه اين طور نبود. اين را نمی گويند که چرا مجله 24 صفحه زيادتر شده! مجله ما 96 صفحه است در حاليکه شماره 40 ، 120 صفحه بود يعنی 24 صفحه زيادتر شده بود. بنابراين ما از مطالب نزديم تا آگهی بگيريم. از طرف ديگر يک کاری که ما کرديم اين بود که آگهی ها را شماره زديم و در داخل مجله پخش کرديم که بالطبع بيشتر به چشم می آيد.
در ضمن با توجه به اينکه توزيع جرايد از ما 35% برای توزيع مجله می گيرد، اگر اين مبلغ را از قيمت 2000 تومان برای شماره 40 کم کنيم ، رقمی در حدود 1300 تومان می شود در حاليکه خود مجله برای ما يک چنين رقمی تمام شده است. ضمن اينکه در مورد شماره 40 با توجه به اينکه ويژه نامه بود و ممکن است بعداً دوباره درخواست شود، ما يک تعدادی بيشتر چاپ کرديم که فعلاً روی دست ما مانده. اين است که اگر بخواهيم اين کار را انجام دهيم ، با توجه به تيراژ ، فعلاً مقدور نيست.

قلمرو کوهستانی : برای چاپ مجله کوه بصورت ماهنامه چه مشکلاتی در سر راه وجود دارد؟ آيا در اين خصوص برنامه خاصی داريد؟
دکتر صالحی : اولاً اينکه ما نياز به يک مدير داخلی داريم که مطالب را جمع آوری کند. به خصوص با اين حادثه ای که برای من پيش آمد و خيلی از لحاظ مادی به من لطمه زد. چرا که در هر حال مطب به عنوان پشتيبانی کننده مجله کوه در اين مدت تعطيل بوده . و بعد اينکه اين کار به نيروهای جديد نياز دارد. اگر ما به چنين نيروهايی دست پيدا کنيم که خب خود اين نيروها هم از نظر ما بايد شرايطی داشته باشند ، ما در مرحله اول روی دوماه شدن فکر می کنيم. ولی فکر کنم برای ماهنامه شدن، در حال حاضر جامعه کشش نداشته باشد. کما اينکه مجلات معتبر کوهنوردی مانند Climbing و Rock & Ice هم 45 روز يکبار منتشر می شوند. ما اگر بتوانيم مجله را به دو ماه يکبار برسانيم ، فکر می کنم کاری در حد اينکه نياز جامعه را برطرف کند انجام داده ايم.

قلمرو کوهستانی : برای هرکس که حتی از دور ، دستی در کار مطبوعات داشته ، پرواضح است که چاپ هر شماره مجله دردسرها و دست اندازهای بسياری دارد. پردردسرترين شماره مجله کوه کدام شماره بوده و چرا؟
دکتر صالحی : شماره 40 به اضافه شماره های 2 و 3 . به دليل اينکه شماره 40 رنگی بود و ما تجربه رنگی نداشتيم. ما فکر می کرديم اگر عکس های مجله سياه و سفيد را رنگی کنيم ، مجله رنگی می شود ولی بعد که وارد عمل شديم ديديم خيلی پيچيده است.
شماره های 2 و 3 هم به دليل اينکه مجله نسبت به شماره 1 تغيير خيلی فاحشی کرد. شماره 1 ما وقتی چاپ شد ديديم اندازه يک بولتن است نه مجله. به همين خاطر شماره های 2 و 3 از نظر تهيه مطالب خيلی وقت ما را گرفت.

قلمرو کوهستانی : يکی از نقش های انکارناپذير حرفه روزنامه نگاری ، تاثيری است که با توجه به مطالب ، اخبار و مقالات منتشر شده از طريق رسانه مورد نظر (در مورد شما همان مجله کوه) بر جامعه مخاطب گذاشته می شود. با توجه به بازخوردهايی که دريافت کرده ايد ، تاثيرگذارترين شماره و مطلب در مجله کوه و همينطور مطلوب ترين شماره و مطلب در اين 10 سال از نگاه خودتان کدام ها بوده است؟
دکتر صالحی : ببينيد تقريباً روال انتشار مجله يا مقالات يکسان بوده. بنابراين نمی توان گفت کدام بهتر بوده يا بدتر. شايد به نوعی همه آنها بد بوده ولی روال آن يکسان بوده. حتی به ما اعتراض کردند که چرا يکنواخت بوده . علت آن هم اين است که مطالب کوهنوردی يکنواخت است. يا گزارش برنامه است و يا نکته فنی . يا احياناً يک حادثه ای پيش آمده که اگر عنوان شده فقط برای اينکه درسی از اين حادثه گرفته شود نه اينکه بخواهيم خود اين حادثه را نمايش دهيم. و البته يکی از نکاتی که ما به آن توجه می کنيم اين است که مجله از کنار حوادث می گذرد به اين دليل که نمی خواهيم حالت بدآموزی داشته باشد.
ولی از نظر مخاطب و نامه هايی که می آيد ، اکثريت قريب به اتفاق مجله را تاييد کرده اند و عده ای از دوستان هم آن را نپسنديده اند که البته حق آنهاست. ما هم معتقد نيستيم که اين مجله ايده آل است ؛ نه ، بلکه اين حد توان ماست نه حد ايده آل مجله.

قلمرو کوهستانی : در خصوص آشنايی تان با اينترنت به عنوان وسيله ای که امروزه بحث اطلاع رسانی را متحول کرده و در کنار آن نشر الکترونيک و بحث مجلات اينترنتی را نيز گشوده است بفرماييد و اينکه آيا حضور و رشد اينترنت در خلال سالهای اخير در ايران تاثيری بر عملکرد مجله کوه داشته يا خير؟
دکتر صالحی : ببينيد مسئله اينترنت و وبلاگ يک پديده علمی است و پديده روز دنياست. و خود همين هم باعث شده دنيا به يک دهکده کوچک تبديل شود. در نتيجه حضور آن غير قابل انکار است و من نمی توانم اينترنت را نفی بکنم يا تاييد کنم . ولی اشکال کار در اين است که شايد ما ظرفيت آن را نداشته باشيم. به دليل اينکه وقتی يک چيزی سريعتر از زمان پيشرفت کند ، قدرت تطابق با آن خيلی کم می شود و بنابراين يک سری مسايل سوء پيش می آيد.
در اينترنت يا بحث وبلاگ نويسی ، نکات مثبت بسيار بسيار زيادی نهفته است. شما در لحظه می توانيد با بزرگترين مراکز علمی و خبری دنيا در ارتباط باشيد و بلافاصله از اخبار مطلع شويد. اين حسن قضيه است. ولی متاسفانه اينترنت وسيله ای برای سوء استفاده به روش های مختلف هم هست. اينکه ما خيلی راحت بخواهيم به قول معروف از همديگر شکايت کنيم بدون اينکه شهامت معرفی خودمان را داشته باشيم به هر حال از نکات منفی آن است.

قلمرو کوهستانی : آيا تصميمی برای حضور مجله کوه (حضوری جدی تر) بر روی اينترنت داريد؟
دکتر صالحی : ما تصميم آن را داشتيم. کما اينکه به ما پيشنهاد هايی هم شده و ما هم آنها را رد نکرده ايم. ولی اشکال کار در اين است که من بايد کاری کنم که بار کاری خودم را کم کنم. ولی اگر چنين کاری بشود و کسی مسووليت آن را بپذيرد چه اشکالی دارد؟
در حال حاضر من نمی دانم به همت کدام يک از دوستان ما بوده که وقتی شما در اينترنت International Mountaineering Magazine را جستجو می کنيد ، اسم مجله کوه هم می آيد. يا در سايت UIAA در فهرست مجلاتی که در کشورهای مختلف چاپ می شوند ، يکی هم مجله ماست. و چه خوب است که حداقل خلاصه ای از هر شماره در اينترنت باشد. ولی بار آن برای من به خصوص در شرايط فعلی بسيار سنگين است و حتماً بايد برای آن نيروی تازه بگيريم.

قلمرو کوهستانی : با توجه به اينکه شما اهل شميران و دامنه های کوه توچال هستيد، طبيعتاً با حال و هوای کوهستان توچال در دهه های گذشته آشناييد. آنچه که از گوشه و کنار در خصوص وجهه و اعتبار مناطق کوهستانی و بالاخص توچال شنيده می شود دال بر حضور روح احترام به طبيعت ، عشق به پاکی و صداقت و رعايت حريم ها بوده است. متاسفانه آنچه که امروز در کوهستان شمال اين کلان شهر ديده می شود عاری از موارد فوق می باشد به نحوی که توچال را همچون زباله دانی و يا حياط خلوت شهر بزرگی مثل تهران معرفی می کند. علت اين تغيير را شما چگونه ريشه يابی می کنيد؟
دکتر صالحی : بعد از انقلاب ، ما ( ما که می گويم يعنی کسانی که سنی از آنها گذشته) يک سری مظاهر فساد را که پيش از انقلاب در جامعه بود به جوان ها نشان داديم و گفتيم نکنيد. خب آنها هم نکردند. ولی در ازای اين نکردن ها بايد يک بار مثبتی به اينها بدهيم و شرايطی فراهم کنيم که اينها نيروی جوانی شان را در يک جهت مثبت و صحيح تخليه کنند که ما اين کار را نکرديم. شما گفتيد احترام به کوه و من اعتقاد دارم فرهنگ کوهنوردی! چون من کوهنوردی را ورزش نمی دانم بلکه يک دانشگاه انسان سازی می دانم. حتی اگر بخواهيم رمانتيک تر فکر کنيم ، به نظر من بدون طهارت نبايد وارد کوه شد. ولی متاسفانه وقتی همه چيز به فساد گراييده می شود و همه چيز قبح خود را از دست می دهد ، خب بالطبع محيط کوهستان هم همينطور می شود.
بعد هم اگر چنانچه کوهستان های ما به اين طريق آلوده شده، در واقع کوهستان آلوده نشده بلکه آنهايی که پا در کوه می گذارند آلوده هستند. اگر آنها با ديد کوهنوردی به کوه بروند که اولين مسئله آن ، مسئله احترام به حقوق ديگران است، اصلاً محيط چنين چيزی نمی شود. بنابراين اگر کوه کثيف شده ، کوه نمی تواند کثيف بشود و کوه ذاتاً پاک است. بلکه آن نفری که به کوه می رود يک مقدار مشکلات اخلاقی دارد که با خودش به کوه منتقل می کند. دليل آن هم اين است که جای ديگری برای کارهای خلاف خودش سراغ ندارد.
امروز شما وقتی به بند يخچال يا پناهگاه شروين می رويد می بينيد که چقدر آشغال سيگار است! حتی من شنيدم (که البته خوشبختانه نديدم) در يکی دو سال گذشته افرادی می رفتند آن بالا ترياک می کشيدند!! که البته شايد الان هم باشند! اصلاً تجسم چنين وضعيتی غير قابل قبول است. ولی اينها هست.
من يک مثال ساده بزنم. سابق بر اين در همين شميران که کوهپايه بود ، آبهای رودخانه اينقدر تميز بود که در بهار يا تابستان از همين آب های رودخانه استفاده می شد. الان شما اگر به کوهپايه های تهران مثلاً هفت چشمه درکه برويد، شايد بتوانيد در سر چشمه از آب استفاده کنيد ولی يک کيلومتر پايين تر آب غير قابل استفاده است. يا سابق بر اين ما کوه که می رفتيم ، کوله پشتی خود را در دامنه می گذاشتيم و به قله می رفتيم ولی الان جرات نمی کنيم. اين کوهنورد نيست که می آيد و سرقت می کند ، بلکه سارقينی هستند که در لباس کوهنوردی اين کار را انجام می دهند. وگرنه امکان ندارد که يک کوهنورد چنين کاری بکند.

قلمرو کوهستانی : به عنوان حسن ختام و به منظور يادآوری برای جوانانی که کمتر با گذشته کوهنوردی ايران آشنا هستند ، لطفاً مطالبی را به اختصار در خصوص چهره های ماندگار کوهنوردی ايران و تاثيرات آنها بر کوهنوردی در اين کشور عنوان بفرماييد.
دکتر صالحي مقدم دکتر صالحی : من می خواهم بگويم قديمی ها همگی تاثيرگذار بودند. چون من وقتی فکر می کنم هيچکدام را دور از صفات اخلاقی نمی بينم. همه آنها به نوعی با مسايل اخلاقی عجين شده بودند. ولی يک مسئله ای که هست اين است که متاسفانه فرهنگ کوهنوردی بين جوانان ما سقوط کرده. و علت آن هم به نظر من فاصله ای است که بين پيشکسوتان و جوانان افتاده . عوامل آن را هم بايد در دستگاه های مربوطه ، فدراسيون ، پيشکسوت ها و حتی خود جوانان جويا شد. ما بايد بپذيريم که توانايی های جوانان بهتر از ماست . به آنها احترام بگذاريم و در پی انتقال تجربياتمان به انها باشيم. اگر ما به جوان احترام گذاشتيم ، او هم به ما احترام می گذارد. اين جوان امروز پيشکسوت فرداست ، بنابراين ما نبايد بگذاريم يک حلقه مفقوده در اين زنجيره پيدا شود. همانطور که الان اين اتفاق افتاده و ما يک خلا فرهنگی را در بين جوانان می بينيم.
اما ازجمله کسانی که زحمت زيادی کشيدند نمی توانيم تلاش های آقای گيلان پور يا تيمسار خاکبيز را منکر شويم. اينها جزو اولين نفراتی بودند که کلاس فنی کوهنوردی را در شامونی گذراندند و بعد آمدند آن را در ايران پايه گذاری کردند. يا آقای مهندس نوروزی يا آقای کتيبه ای که شايد تا به امروز به غير از اينکه نخستين فرد بوده ، هنوز جزو معدود تک نفراتی است که با هشتاد و چند سال سن قلم به دست دارد. اينجا بايد اشاره کنم که يکی از اشکالات جامعه کوهنوردی ما دوری از نوشتن است. برنامه می روند بدون اينکه چيزی بنويسند و اثری باقی بگذارند. ولی قديمی ترها اثرگذار بودند. نتيجه آن هم اين است که می بينيم. اگر الان کاری انجام می گيرد ، حاصل زحمات گذشتگان است و اين را نبايد منکر بشويم. حالا مهم نيست که جامعه چقدر به اين مطلب بها بدهد ، مهم اين است که فرد در درون خودش ارضا شود و احساس کند که برای اين مملکت کاری انجام داده است و اثر گذار بوده وگرنه تا چشم بر هم بگذاريم از ما اثری نيست. به قول شاعر :

بگذار به گيتی اثری چون که در آفاق             تا چشم به هم بر زنی از ما اثری نيست

تهران
دی ماه 84


استاندارد CSS